اثری از هنرمند فرهیخته سید اسلام فاطمی _انتشارات حوزه مشق
یوسفا بیا که آخرین ترانه و آخرین بهار تویی! بی تو نه سحر را طاقتی ست و نه صبح را صداقتی! سحر به شبنم لطف تو بیدار می شود و صبح، به سلام تو از جا بر می خیزد! کویر تشنه را تو سیراب توانی کرد! بی تو آینه ها، زنگار غربت گرفته اند! حریم اطلسی ها را کسی پاس نمی دارد و بر داغ لاله ها مرحم نمی گذارد! بی تو، قنوت شاخه ها، اجابتی جز غروب تلخ خزان ندارد! ماه شب های تاری! بی تو کدام دست مهر، سرشک غم از دیده ی یتیمان بر می گیرد؟ آن...