آثاری از بانوی هنرمند مهیا شیخ پور _انتشارات حوزه مشق
می چِکَد از چشم سیاه شب به روی برهوتِ از غصه به جان تِرکیده طبیعت خودش را دلداری می دهد اما امان از انسِ از درد بهم پیچیده کافیست شانه ای قرض بگیری يا که دستت را به دستی گره بندازی کسی که میانِ پَرِ قو نوازشت کرده می بینی که همزمان تو را بوسیده و زمین کوبیده مهیا شیخ پور 💎💎💎💎 عطر يک ساعتِ تلخ پاشیده روی آبیِ مطلق چند خط انداخته به رنگ خاکستر کل نقشه را ريخته بر هم روی اين دايره سرگردان ريشه ها جا مانده در آغوش خاک آه ، آيینه را...