اثری از بانوی هنرمند ستایش زنگنه _انتشارات حوزه مشق
هیچ وقت نمیتونی بفهمی پشت خنده های آدما چقدر بغض جمع شده، پشت بیخیال گفتناشون چقدر حرف نگفته تلمبار شده ... پشت آرایش غلیظ یه زن چقدر عشق، دلشوره، اشک، شک پنهون شده و پشت سکوت سنگین یه مرد چقدر غرور، ترس، درد! تو هیچوقت نمیتونی بفهمی! نمیتونی متوجه بشی که پشت قیافه منطقی یه آدم چقدر جنون، پشت عصبانیت یه آدم چقدر مهربونی پشت شلوغیای ذهنی یکی چقدر تنهایی؛ پشت انزوای یکی چقدر دلیل.. تو از خاطرات کودکی یه قاتل زنجیره ای، یه دزد حرفه ای، یه معتاد الکلی چیزی نمی دونی... تو خیلی وقتا، خیلی جاها، توی خیلی...