دسته‌بندی نشده

متنی زیبا از بانو (سحر قهرمانی)

حقیقت همیشه تلخ نیست، گاهی قند بعضی ها را بالا می برد.

کولر، گرم کار که می شود، سرد برخورد می کند.

«وجدان» روی صندلی قدرت، راحت خوابش می برد.

مشتری همیشگی قناد، شیرینی خورده اش شد.

اسیر شغل آزادم.

کوچه جایی برای رفتن نداشت، به بن بست رسید.

دریا کف کرد، زیبایی ساحل را که دید.

کفش، رد پا را به نام صاحبش می زند.

درخت با میوه های نوبر، بارش را بست.

برای تحقیقات میدانی، باید “دور دور” کرد.

با خط فقر، به سفر آخرت رفت.

Author Image
انتشارات بین‌المللی حوزه مشق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟