اثری از مرضیه کشوری از شاعران انتشارات حوزه مشق
با اینکه پر از سردی و در قالب سنگم محتاج به آغوش توام ماه قشنگم هر کس که به من خورد فقط خسته ترم کرد عقلم به دلم گفت که با عشق بجنگم سرباز بجا مانده یک لشکر مرده تنهایی من هک شده در طالع ننگم درخانه ی ویران شده ی عشق اسیرم حرفی نزدم با تو که مغرور بمیرم یک کهنه درختی که پر از زخم تبرهاست یک ماهی افتاده در آغوش کویرم باید که کسی باز کند قفل قفس را آشفته ام و میشود آرام بگیرم؟ #مرضیه_کشوری از قلم تا جاودانگی... با شما!...