اثری از پیمان ملک محمدی از شاعران انتشارات حوزه مشق
پیرمردی از جهان رفت ارث خود در گنجه در ساک تکیه بر دیوار خانه، چشم خود باز خیره بر خاک تا گذشت چند ده دقیقه ، خانه در سکوت آزاد نه نشان از زنده بودن نه صدایی همچو یک باد سرزده آمد فرزند خانه را باز ، باصدا همراه آواز شعر معین بر زبانش با نوا از عشق طناز های و هوی خنده قطع شد گریه و اشک سهم دیدگانش چشمش از حلقه درآمد ناگه فریاد ای پدر بااااش تا گذشت سوم و هفتم جمع وراث سر میراث با وصیت نامه موجود ساک پول رسد به وراث رمز چهارصفر باز...