«رد آدم ها» اثری از روشنا ورزشی از شاعران انتشارات حوزه مشق
«ردِ آدمها» آدمها یکباره گم نمیشوند؛ ذرهذره، لای رگههای صابونِ بشقابها، در خطخوردگیِ تقویم، توی چایِ دیروزِ تهِ قوری، از لابهلای ساعتها جا میمانند. آدمها آرامآرام از جهانِ روزمره نشت میکنند. بعد، تو به چیزهایی که نیستند خیره میشوی: به جای خالیِ لیوان، به هوای سردِ میان دو نفس، به فاصلهای بینام، به چیزهایی که رفتهاند و هنوز، بیدلیل، ادامه دارند… ارزشِ آدمی شاید آنجا معلوم شود که نبودنش در استخوان بنشیند؛ آنجا که میفهمی بعضی حضورها نه در خودِ آدم، که در ردِ او میمانند؛ مثل بوی تنباکو روی انگشت، مثل خطِ مدادِ کمرنگِ زیرِ یک کلمه، در عادتِ...