قلم شما

اثری از هنرمند فرهیخته محمد سعید سبهانی_نشر حوزه مشق

*خاطره کت بارانی*   💞💞💞💞💞💞💞 تابستان کم کم داشت جایش را به پاییز می داد، و آنشب بی بی شریفه خانم و بی بی کتبه (ام احمد) وبی بی دنیه و منصوره خانم و مادرم و دخترا دور هم نشسته بودند، تنها اجهزه پذیرایی چای قوری در استکانهای کمرباریک بود، هر کدام مستندات خود را از خاطرات دوران جوانی به رخ هم می کشیدند، خنده و شادی در ان جمع موج میزد و هیچ کس نمی توانست بگوید که اینها حووی هم هستند و کمتر از کلمه خواهر بر انها نمیشد اطلاق کرد. گرم صحبت بودند که خطاب به مادرم...
قلم شما

اثری از بانوی هنرمند رویا خاندانی_نشر حوزه مشق

یقین دارم که می آیی شبیه مرغکی درشب به روی شانه ام تا صبح غزل از دوش می‌خوانی دل دیوانه ی رویا در اعماق سیاهی ها همیشه روزنی دارد ز فردا های بی تکرار اگر از من بریدی تو به تاوان گناهم بود گناه من همان عشقیست که از روی صداقت بود در این بازار گرگ دره به حراج می رود عشقت مگر با حیله ای باشد نقاب بر چهره ات هرشب من از خود ضربه می خوردم برای باور ساده برای بی کلک بودن در این دنیای بیچاره نترس،تنهاییم امروز به دور از هر غم وکینست قبول کردم نبودت...
قلم شما

آثاری از بانوی هنرمند زهرا یزدانی _نشر حوزه مشق

دل تنگ دلم گرفته ما را هم! می‌گویم: با ما هم!؟ می‌گوید: تا کی تو بار غم بگیری؟ تا کی تو مرا پر کنی‌‌و سر بروم؟ تا کی غروب به غروب از نفست بروم با های و هوی‌ِباد؟ تاکی به عمقِ‌زردیِ چهره ی برگِ پاییزی بروم؟ تا کی از غم نگاه های تب دارت مثال پاییزیِ آه عاشقان شوم ؟ هنوز می‌گفت، نفهمیدم تا کی شد من اما رفته بودم به پیشواز آغوش نماد‌های زمستان     زنجیره دو زنبور به حادثه‌ی گل و تمنای شهد نه عسل نشسته‌ایم روی گلبرگ‌های تردِ یک رزِتنهایی باید یکی ملکه و یکی کارگر...
قلم شما

آثاری از هنرمند فرهیخته عباس ترابی _نشر حوزه مشق

آن گِل که در این سیر بقا بنا نشد گویا که بگندید واز او رها نشد هنری را که زند سکه از آن فلز عشق صد لطمه خورد لیک و ولی فنا نشد       عشق پیوند دو قطبیست که معمار نهاد ورنه فرهاد کجا طالب شیرین بود در ره عشق میندیش که مقصد به کجاست همتی خواه که جویش دل فرهاد گشود       آنان که در این دایره نقطه پرگار شدند درجمع بسی رنج کشیدند و مدد کار شدند گو که پروانه در این دایره دانست که شمع نقطه رنج محیط است وبدورش خط پرگار شدند...
قلم شما

اثری از بانوی هنرمند مریم کریم آبادی _نشر حوزه مشق

من باد و بارونم من بید مجنونم کارم شده گریه با حال داغونم من جنگل راشم باید قوی باشم از ریشه هام دورم باید خودم پاشم خسته از آدم هام تو جمعشون تنهام هر شب عوض میشه جای من و غم هام من گریه ی کوهم سنگی که مجروحم چند وقتیه رفته جسم من از روحم من عمق اقیانوس من حسرت فانوس گنجی تو من دفنه از عهد دقیانوس خسته از آدم هام تو جمعشون تنهام هر شب عوض میشه جای من و غم هام تو صخره ی سردی تو جنگل زردی بازم امیدوارم یک روز برگردی   مریم کریم...
قلم شما

اثری از بانوی هنرمند سمیرا کوشش_نشر حوزه مشق

*باغ‌های نجارها* اواسط دهه‌ی شصت بود؛ سال‌هایی که دوران شیرین کودکی‌مان به صدای آژیرِ وضعیت قرمز و بوی دود آمیخته شده بود و حس ترس از انفجار پیاپی موشک‌، کمبودها و اضطراب‌های حاصل از جنگ، همراه همیشگی‌مان بود. منزل "آقای کوشا" روبروی خانه‌ی پدرم بود؛ در همان کوچه‌ی پهنی که  درختان چنار دو طرفش، با شاخه‌های در هم تنیده، اجازه‌ی پا گذاشتن نور خورشید به کف کوچه را نمی‌دادند. آقای کوشا سه دختر داشت. دختر دومش "سیمین" آن روزها دوازده یا شاید هم سیزده ساله بود و من پسری پانزده، شانزده ساله. هنگام غروب؛ آن کوچه به یک صحنه‌ی نمایش...
قلم شما

اثری از بانوی هنرمند فاطمه رشیدیه _نشر حوزه مشق

می‌ترسُم می‌ترسُم بیدار بشُم و تو نِباشی‌از خواب بپرُمُ در خیالُم نِباشی؛ مو تا لب شَط نِشِستُم،‌‌ بعثی رسیده بود. گفتمش: وُلِک کوکا، نِنَه‌ات تنهاست. صِدام به گوشِش نرسید، با خودُم گُفتُم غرور داره آبودان، فقط آبودان نبود غیرت بود! نِیومِد ببینُمِش می‌گفت: باید بِرُم. کور شُدُم بَسکی اخبارِ پاییدُم خبر لاله های پرپر شده! دلُم صابون زدم گُفتُم: کوکام میاد خارک می‌خریم، عامو فصل خارک رفت‌ تو نِیومدی؛ خُ کوکا مو می‌ترسُم، می‌ترسُم پلاکت بِرام بیارن. صدای ژِسه تا میاد؛ دِلُم رخت عزا پهن می‌کنه با خودُم میگُم: بِرُم بهمن‌شیر، بی کوکام؟ مو جِواب نَنِه‌ات چی بدُم؟! میگه مو...
قلم شما

اثری از بانوی هنرمند مریم اراک_نشر حوزه مشق

رفتم که بروم تنم با من آمد اما جانم جا ماند چطور تن بی‌جانم را با خود ببرم وقتی تو همراهم نیستی. #مریم_اراک       ❤️❤️  روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق    https://ketabbaz.hozeyemashgh.ir      چاپ انواع کتاب: شعر،داستان،دلنوشته،رمان،زندگینامه،سفرنامه،نمايشنامه،فیلمنامه، تبدیل جزوات اساتید،مربیان، معلمان و دانشجویان به کتاب تبدیل پایان نامه کارشناسی ارشد به کتاب  تبدیل رساله دکتری به کتاب  مشاوره، نگارش و تدوین پایان نامه و رساله در رشته های علوم انسانی و اسلامی استخراج مقاله از پایان نامه و اکسپت مقاله  انجام طراحی جلد و صفحه آرایی در بالاترین کیفیت  ویراستاری حرفه ای کتاب   همین الان به...
قلم شما

اثری از بانوی هنرمند فریده چابک_نشر حوزه مشق

داستان کوتاه : وصال نویسنده فریده چابک موبایل شاپرک زنگ خورد. نام حسام را روی گوشیش دید. فوری جواب داد: "سلام حسام‌جان. یه‌ربع دیگه میام پایین. یه‌کم از کارم مونده." حسام از آن‌طرف گفت: "سلام.‌‌ باشه عزیزم. پس تا یه ربع دیگه منم برم بنزین بزنم. منتطرتم." شاپرک آخرین نامه‌ی اداری را هم تایپ کرد و در داخل کاور و زونکن نامه‌ها گذاشت. کیفش را برداشت و از بقیه خداحافظی کرد و پایین آمد. داخل آسانسور مقنعه‌اش را با روسری‌آبی آسمانی و شکوفه‌های گل‌بهی رنگش عوض کرد. موهای بلندش از زیر روسری روی شانه‌هایش ریخته‌شد. سوار ماشین حسام که شد بوی ادوکلن...
قلم شما

اثری از هنرمند فرهیخته غلام علی لطفی _نشر حوزه مشق

داستان یک پدر پیر مرد به سختی راه می‌رفت.مترو ولیعصر با آن ایستگاه باشکوه و سکوی زیبا،که با نوار زرد وطلایی اش سازه ی ایستگاه را زیباتر کرده بود ،درخیالش مانند جاده ای بی‌پایان جلوه گری می کرد.کفشهای ‌کتانی کهنه‌ و سفید، با آن پوسیدگی‌، که پاره شده بود،مانند قایق شکسته ای پاهای اورا بر روی زمین می کشید،بدون هیچ صدایی، انگارکه زانوهایش در آن شلوار خاکستری  مندرس اش دیگر توان حرکت نداشتند. موهای سفید و به هم ریخته اش، بدون یک تار موی سیاه، خبر از زندگی سخت و رنج آوری می داد.  چشمان غمگین و فرورفته، با آن...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟