قلم شما

اثری از فرحناز مولایی از شاعران انتشارات حوزه مشق

تقدیم به معلمان و دانش آموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب: نامشان در سطرهای روشن تاریخ درخشید وقتی که افکارشان چراغِ کلاس‌های تاریک بود اما!؟ چرا پروازشان را ندیدند وقتی هر روز با گچِ سفید بر تخته‌ی سیاه آینده ای روشن می‌کشیدند میناب هنوز بوی دفترهای خیس از اشک را می‌دهد بوی صندلی‌های خالی که صبح‌ها چشم به در مانده‌اند. دخترکان شهید با روسری‌های خاک‌آلود در قاب عکس‌ها لبخند می‌زنند اما نامشان در دفترهای رسمی گم شده میان سطرهای سرد. چه کسی پاسخ می‌دهد به نگاه مادری که هر شب موهای نبافته‌ی دخترش را در خواب شانه می‌زند؟ چه کسی...
قلم شما

اثری از فرحناز مولایی از شاعران انتشارات حوزه مشق

تقدیم به معلمان و دانش آموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب: نامشان در سطرهای روشن تاریخ درخشید وقتی که افکارشان چراغِ کلاس‌های تاریک بود اما!؟ چرا پروازشان را ندیدند وقتی هر روز با گچِ سفید بر تخته‌ی سیاه آینده ای روشن می‌کشیدند میناب هنوز بوی دفترهای خیس از اشک را می‌دهد بوی صندلی‌های خالی که صبح‌ها چشم به در مانده‌اند. دخترکان شهید با روسری‌های خاک‌آلود در قاب عکس‌ها لبخند می‌زنند اما نامشان در دفترهای رسمی گم شده میان سطرهای سرد. چه کسی پاسخ می‌دهد به نگاه مادری که هر شب موهای نبافته‌ی دخترش را در خواب شانه می‌زند؟ چه کسی...
قلم شما

اثری از هدی ساکی از شاعران انتشارات حوزه مشق

گفتیم نمی‌گذره! گذشت گفتیم مگه می‌شه؟ شد گفتیم محال ممکنه! ممکن بود گفتیم باورم نمی‌شه! باورمون شد گفتیم نمی‌گذرم! گذشتیم گفتیم نمی‌بخشم! بخشیدیم گفتیم حرف می‌زنم! سکوت کردیم گفتیم از پسش برنمیایم! اومدیم گفتیم دیگه طاقت نمیارم! طاقت آوردیم گفتیم تنهایی‌ مگه می‌شه؟ تنهایی شد هرچی گفتیم و فکر کردیم طور دیگه‌ای شد! باور پشت باور یا قوی تر شد یا نابود شد و از بین رفت! این شدن و نشدن‌ها شد تا بشینیم گوشه‌ی زندگی پا رو پا بندازیم بزنیم رو شونه‌ی خودمون افتخار کنیم که میونِ این شدن ها و نشدن ها تبدیل به آدم بهتری شدیم برای...
قلم شما

اثری از فاطمه جعفری از شاعران انتشارات حوزه مشق

تو کیستی که این چنین روحم را بی‌خویش کرده‌ای؟ چشم‌هایت چه قصه‌ها می‌دانند که خواب از پلک‌هایم ربوده‌ای؟ تو کیستی که بی‌صدایت جهان رنگ یخ زده دارد؟ و با یک نگاه گرمت بهار از نو زاده دارد؟ تو آبی یا رویایی؟ پرنده‌ای یا نسیمی؟ تو همان نفسِ صبحگاهی که با طعم زندگی می‌آید… اما وقتی می‌رسی درختان میوه می‌دهند و قلبم چون پرنده‌ای برای تو می‌خواند، می‌میرد… پس تو همانی که بودنش همان نبودن است و بودن همان لحظه‌ای که می‌گذرد و ابدی می‌شود… فاطمه جعفری       از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه مشق با عشق...
قلم شما

اثری از فرحناز مولایی از شاعران انتشارات حوزه مشق

جان‌غزل امشب از برکتِ حسِّ تو چه مستم، ای جان بی‌تو افتاده به بن‌بست، نفسم، ای جان نکند نازِ تو بشکند، غرورَت به غبار تو بمان، تا نرود حرمتِ رسمم، ای جان بی‌صدا می‌آید عشق، مثلِ نورِ سحر می‌نشیند به دلِ خسته‌ی چشمم، ای جان همچو پروانه که از پیله رها می‌گردد دلِ من سوخت و شد وقفِ تو، شمعم، ای جان چرا نمی‌توانم به وصلِ تو برسم؟ چه کسی بسته درِ راهِ تو بر هم، ای جان؟ هرچه نزدیک‌ترت خواستم، دور شدی مانده‌ام بینِ تو و حسرتِ گم، ای جان ای عشق، اگر یک نظر از راه بیایی، کافی‌ست...
قلم شما

اثری از محمد رضا آزادبخت از شاعران انتشارات حوزه مشق

شعر جغرافیای چشمان اگر روزی به پهناوری جغرافیای چشمانت بیرقی افراشته شود سوگندی یاد کن که خاک وخون سرزمینت در رگهایت عجین می شود بیکران سوگند یاد کن رودخانه ها پابه پای چشمانت بیرقی به بهار رسانده باشند هرگز آفتاب ظنین بیرق تو نخواهد شد ٭٭٭ هرگز پرده پشت پرده پرورده ی ریسمان بیرق ها سوی آفتاب طنابش را رها نخواهد کرد از بازی اتفاق هرچه بی اتفاق دوباره ژولیده از خواب برمی خیزم دوباره خواب کشتِ کُشته ی کابوس ها خواهد شد چه کسی سرگشته و سر کشته به پابوس چراغ ها بیرقی بر خواهد افراشت ٭٭٭ خصلتِ غفلتِ...
قلم شما

اثری از ابوالفضل مولایی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

مست گشته دلم باز هوایش طوفانی شده کاش بودی و میدیدی خنده های کودکانه ات نمی‌رود از یادم بودی و می ماندی دستت را می‌گرفتم در روی قلبم میگذاشتم تا بشنوی صدای لرزانش را تب و تاب تورا دارد ضربان قلبم صدای نفس هایت آشوب به دلم میزند وقتی که فکرش را هم میکنم نمیدانم خوابم یا بیدار مستم یا هوشیار سالهاست که غم دوریت هر شب بغض گلویم در تنهایی شده بابک جان ابوالفضل مولایی       از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و باور به استعدادهای این مرز و بوم...
قلم شما

اثری از ابوالفضل مولایی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

می‌نویسم که نباید ساده از کنارش رد شد می‌نویسم که همه در مدرسه عشق به معشوق رسیدند همه لاله همه خون همه گلگون همه در خاک همه معصوم به گناه نکرده مجازات شدند آری آری همه رفتند به معراج نه خاک خاک این خطه در یادها میماند در روز جواب باید جواب بدهند آنان که این گونه آتش کشیدند بر گلستان نو گلان چه طور ننویسم که حتی پیکر پاک ماکان هنوز هم پیدا نشد میدانی چرا چون تکه تکه شده درد اینجاست چگونه تحمل کند پدرو مادری این درد بی درمان را ابوالفضل مولایی         از...
قلم شما

اثری از دکتر معصومه کردی گودرزی از پژوهشگران انتشارات حوزه مشق 

ایران، درخشش در مهتاب شب ‌ ‌ در دل تاریک‌ترین شب‌هایی که جهان فراموش کرده، ایران همچون فانوسی پایدار برخاسته است؛ چراغی که نه از نفت که از ایمان روشن شده، و نه از سوختی مادی که از جوهره‌های انسانی ساخته شده است. ‌ ایران، این کهن‌سرزمین، شب را نه پایان راه که آغازی تازه می‌داند. در تاریکی‌های پیاپی که از شرق و غرب می‌آمَد، از این خاک است که صبحی نو پدید می‌آید؛ صبحی که با قدم‌های استوار مردمانی آغاز می‌شود که در عین حال که بر بام سرنوشت ایستاده‌اند، به زیر پاهایشان نیز نگاه می‌کنند. ‌ پیروزی ایران،...
قلم شما

داستانی از لیلا مدرس از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

  مادرش سرد برخورد کرد. آن سعیده خانم همیشگی نبود. حق داشت. تمام رویاهای پسرش را بر باد داده بودم. - عرفان نیست، از بعد جداییتون دیگه پیش ما نیومده. گفت می‌خواد تنها باشه، ما هم به خواسته‌ش احترام گذاشتیم. اشکی از گوشه‌ی چشمم سرازیر شد و سریع پاکش کردم. گفتم: - یعنی نمی‌دونین کجاست؟ - نه. از لحن صحبتش پیدا بود که علاقه‌ای به ادامه دادن ندارد. تشکری کردم و از خانه بیرون رفتم. قلبم می‌تپید، نفس‌هایم کوتاه بود، و ذهنم درگیر بود. حالا چطور باید پیدایش می‌کردم؟ نه جواب پیام‌هایم را می‌داد، نه تماس‌هایم. هر ثانیه نبودنش، هر...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟