اثری از محسن زید علی از شاعران انتشارات حوزه مشق
بلد نیست..... هر کس که راه و رسم دنیا را بلد نیست آشفتگی های معما را بلد نیست مرداب خواهد شد سرانجام خروشش رودی که بسترهای دریا را بلد نیست با هر تکانی برگ ها می ریزد اما پاییز انگار عاشقی ها را بلد نیست شب دامنش را می تکاند تا ببافد رویای مهتابی که رویا را بلد نیست در دام شیرِ زردِ بیشه زارِ مرگ است آهوی سرخی که تقلا را بلد نیست گم می شود در بین طوفانِ حوادث آن ناخدایی که ،خدایا، را بلد نیست از کوه مشتی کاه می ماند برایش وقتی بزرگی لفظ و معنا...