اثری از گلچهریاوری از شاعران انتشارات حوزه مشق
نه دزدی به خانه امان سرزد نه پولی داریم برای قمار کردن هر شب چرتکه میندازیم این صدا ی چرتکه است که خواب را از چشمان ما دزدیده است چرتکه میندازیم که آیا فردا نان لواش می خوریم یا بر بری؟ درکنارش هم آیا یک پنیر خامه ای داریم ؟ یا که نان را می خوریم همراه با یک چای دبش قند پهلو خالی خالی راستی یادم آمد باز بایدچر تکه بندازم دیروز ظرف چایمان هم شد خالیه خالی و باز چرتکه خوابم را از دیدگانم دزد ید آنهم فقط به عشق یک لقمه نان بربری آنهم بدون حتا چای...