آثاری از بانوی هنرمند زهرا یزدانی _نشر حوزه مشق
دل تنگ دلم گرفته ما را هم! میگویم: با ما هم!؟ میگوید: تا کی تو بار غم بگیری؟ تا کی تو مرا پر کنیو سر بروم؟ تا کی غروب به غروب از نفست بروم با های و هویِباد؟ تاکی به عمقِزردیِ چهره ی برگِ پاییزی بروم؟ تا کی از غم نگاه های تب دارت مثال پاییزیِ آه عاشقان شوم ؟ هنوز میگفت، نفهمیدم تا کی شد من اما رفته بودم به پیشواز آغوش نمادهای زمستان زنجیره دو زنبور به حادثهی گل و تمنای شهد نه عسل نشستهایم روی گلبرگهای تردِ یک رزِتنهایی باید یکی ملکه و یکی کارگر...