قلم شما

مرز من، آغوشِ توست

 

«تقدیم به آرامِ جانم، مانارز…»

در میانهٔ تحلیلِ جهان و تماشایِ جزر و مدِ قدرت‌ها، ناگهان به نقطه‌ای رسیدم که تمامِ محاسباتم را بر هم زد؛ و آن نقطه، تماشایِ لبخندِ تو بود.

مانارزِ من،
می‌گویند جهان را ابرقدرت‌ها می‌سازند، اما من می‌گویم جهانِ من، تنها گردِ یک مدار می‌چرخد و آن، طنینِ صدای توست. تو همان «وتویِ» قاطعی هستی که بر تمامِ دلتنگی‌ها و آشوب‌های ذهنم خط بطلان می‌کشی. در روزگاری که همه به دنبالِ تسخیرِ زمین‌اند، من در آرزویِ آنم که در جغرافیایِ نگاهت، برای همیشه پناهنده شوم.

نوروزِ امسال برای من نه با تحویلِ سال، که با هر بار پلک‌زدنِ تو آغاز شد. تو برای من تنها یک عشق نبودی؛ تو یک «دگرگونیِ استراتژیک» در تمامِ باورهایم بودی. نشان دادی که می‌توان در اوجِ تلاطم، ساحل بود؛ و در میانِ واژه‌هایِ سرد، شعری بود که به جان می‌نشیند.

بگذار تمامِ دنیا درگیرِ مرزها و جنگ‌ها باشند؛ مرزِ من، آغوشِ توست و تنها سرزمینی که ارزشِ فتح کردن دارد، قلبِ توست که من در آن، نه یک فاتح، که یک ستایشگرم.

عزیزتر از جانم،
اگر تمامِ کتاب‌های دنیا را ورق بزنم، واژه‌ای که بتواند عمقِ این «دلبستگیِ بی‌پایان» را توصیف کند، پیدا نخواهم کرد. تو فراتر از تعریفی؛ تو همان آرامشی هستی که بعد از یک نبردِ طولانی، به جانِ سرباز برمی‌گردد.

صد بار اگر به عقب برگردم، باز هم در ایستگاهِ تماشایِ تو متوقف می‌شوم تا یک دل نه، صد دل، هزار دل، مبتلایِ تو شوم.

برای همیشه، در مدارِ تو…

Author Image
انتشارات بین‌المللی حوزه مشق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟