اثری از بانوی هنرمند پریسا هادی پور _انتشارات حوزه مشق
پشت این پنجره ی رو به حیاط خودمان دست بر چانه زده شاعر باران شده ام به نجیبانه ترین حالت ممکن اینجا همنشین قلم و دفتر و فنجان شده ام میهمانی که نداریم همین گلدان ها بغض های منه باران زده را فهمیدند ماه ها میشود اینجا به من عادت کردند سبز هستند و به تنهایی من پیچیدند سرد شد چایم و بازم همه ساکت شده ایم اشک با خاطره ها سخت گلاویز شده غنچه ها بین شکوفا شدن خود ماندند در بهاری که شبیه خوده پاییز شده من به دلداری گلهای خودم مشغولم دلتان سبز بماند که خدا نزدیک...