اثری از بانوی هنرمند مریم کریم آبادی _نشر حوزه مشق
من باد و بارونم من بید مجنونم کارم شده گریه با حال داغونم من جنگل راشم باید قوی باشم از ریشه هام دورم باید خودم پاشم خسته از آدم هام تو جمعشون تنهام هر شب عوض میشه جای من و غم هام من گریه ی کوهم سنگی که مجروحم چند وقتیه رفته جسم من از روحم من عمق اقیانوس من حسرت فانوس گنجی تو من دفنه از عهد دقیانوس خسته از آدم هام تو جمعشون تنهام هر شب عوض میشه جای من و غم هام تو صخره ی سردی تو جنگل زردی بازم امیدوارم یک روز برگردی مریم کریم...