اثری از اسرا رضائی از شاعران انتشارات حوزه مشق
اشک های اخرم بدرقه ات بودن چه سود؟ بی تو مانده ام در این دنیای بی نفسا چه سود؟ گاه گاهی پشت هم پیوسته من در میزنم گر جوابی چون مدی اصرار بی پاسخ چه سود؟ در دل شب شهر ها را یک به یک پیموده ام چون نباشد دستانت در برم بی تو چه سود؟ صدایت را شنیدم دم به دم در خاطرم این همه فکر و خیالات دروغینت چه سود؟ آنچنان دل داده ات بودم که مجنون شایعه است دریغا بی وفایی میکنی لیلی چه سود؟ نقش تو در پی من بالا تر از جانم بود حال بگو...