وقتی به چهره ات نگاه میکنم
وقتی به چهرهات نگاه میکنم، انگار زمستان برای اولین بار معنای گرما را فهمیده است. سفیدی اطرافت سرد نیست؛ برعکس، باعث میشود گرمای تو واضحتر، عمیقتر و خواستنیتر دیده شود. نگاهت… نگاهت از آن نگاههایی نیست که فقط دیده شود؛ نگاهت میماند. در دل. در فکر. در تمام آن لحظههایی که آدم بیدلیل لبخند میزند و خودش هم نمیداند چرا. چشمانت مثل دو پنجرهاند رو به دنیایی آرام، اما پرقدرت. نه فریاد میزنند، نه التماس میکنند؛ فقط هستند و همین «بودن» دل را بیاختیار میکند. لبهایت قصه نمیگویند، اما وعدهاند. وعدهی آرامشی که آدم دلش میخواهد یک...