اثری از بانوی هنرمند فاطمه شایگان _نشر حوزه مشق
پای تمام خاطراتم در غمت گیر است من آدمی که در حقیقت چشمِ و دل سیر است من وارث مَن های مِنهای تو بودم که دیدم جهانی از غم چشمان تو پیر است همسایه ی کشدار ساعت بی تو، بر دیوار از تیک و تاکِ بی صدای سینه دلگیر است جای تمام بی تو بودن ها ی من زخمیست آذر که باشی ماه روی سینه ات تیر است بی اعتنایی ،اخم، حتی موج لبخندت دیگر درون استخوانم مثل شمشیر است یک زن هنوز اینجا خودش را مرد می داند مردی که پای حرف های اولش گیر است #فاطمه شایگان...