اثری از بانوی هنرمند سکینه علیزاده ثانی _نشر حوزه مشق
غزل نگارا،درین معرکه اَخمَت هم سلامَست گویا دل من گرفتار همین یک سلامَست میدانی بهانه ی جدال ندارم دیگر سالهاست که دلم منتظر یک پیامَست تو بیا تا که وزن های شعرم پایان گیرد آمدنت مُهری بر تمام حروف مرامَست سادگی از من بود ،زودتر نگفتم که هوای غزل هایم با وجود تو بهارَست گفتی سایه را تاخورشیدهست میتوان کشید گفتم سایه ی قلب من از وجود یک ماهَست من فهمیدم، منظورتوازدوست نداشتن بود یعنی ، قلب تو خالی از هر خورشیدَست ماه من،به نقاش ازل چه بگویم ،یک روز این همه رنج وغمَم حاصل یک جوابَست؟ به گمانم...