اثری از بانوی هنرمند شهره جلالی _انتشارات حوزه مشق
یاد تو از خاطرم سر زد و رفت آرزو از دل من پر زد و رفت شادی رو تو لحظه هام کسی ندید رنگ خنده از لبم دیگه پرید حسرتت تو قلبم آشیونه کرد دل بی قرار رو باز دیوونه کرد وحشت شبهای تلخ بی کسی می میرم اگه به دادم نرسی تو سکوت خلوت شب دل به انتظار نشسته باز هم این ابرای غصه دل خسته م و شکسته بذار با طلوع دستات گرم بشه فضای خونه پر بگیرن آرزوهام دل بی تو می گیره بونه من وبا خود ببر تا اوج آغاز من و عاشق تر و عاشق...