اثری از محسن مصلی نژاد از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
اگر از من جان میخواست دو دستی میدادمش من اورا آنچنان که هیچ کس نمیخواهدش میخواهمش من اورا عشق که هیچ جان میدانمش از سر ذوق که هیچ در عمق جان میخوانمش اگر از من جان میخواست بی هیچ تعللی دو دستی میدادمش به من جان میداد و امید میان هر نفس هر دم و بازدمش اگر ناخواسته قدمی از من دور میشد درون قلبم میانداختمش تمام من بود با هر آرزو برای او بهشتی از عشق میساختمش اگر از من جان میخواست دو دستی میدادمش کاش بدانت با عمق جان آنگونه که نمیداند میخواهمش او نقطه ی آغاز من...