اثری از مجتبی رجبی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
گاهی به نامت می اندیشم و با خود می گویم ثبت احوال هم چیز بی خودی است باید هر کسی نام معشوقه اش را خودش انتخاب کند چرا باید کسی تو را به همان نامی صدا بزند که من هر لحظه زمزمه میکنم با خویش چرا باید کسی تو را به همان نامی صدا بزند که هنوز هم تار های صوتی گوش مرا به رقص در می آورد چرا کسی باید دوباره با همان نام از تو خاطره سازی کند می گویم کاش بروی ثبت احوال نام دیگری برگزینی و بگذاری از تو لااقل یک نام برای من باقی بماند...