اثری از فاطمه محمد حسن بدری از شاعران انتشارات حوزه مشق
در رهت مانده است چشمان تَرم تا بیایی ناز باران می خرم ازدرودیوارخانه خسته ام اشک را در شعر خود می پرورم پنجره را می گشایم نیمه شب تا بدانی بی تو کم می آورم می نویسم خاطرات خویش را جای او خالیست لای دفترم زندگی را اشک می ریزم مگر گم شود بغض سکوت از حنجرم کاش برگردی ببینی عشق را لابه لای اشک های پرپرم هم برایت فرش گل گسترده ام هم نمازشکر خواندم درحرم جان فدایت می کنم درروزوصل می گشایم بر سرت بال و پرم #فاطمه_محمدحسن "بدری" 98/9/14 از قلم...