اثری از محمد اسدی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
معشوقه ی من، انگار سالها پیش از آنکه دستت را بگیرم، در حافظهیِ پیشینِ تو بودم؛ پشتِ همان پنجرهی قدیمی رو به حیاط، عطرِ چایِ مادرت آلبومِ کودکیات، ... عزیز دلم تو همیشه برایم “سرپناه” بودی سقفی که آدم زیرِ آوارِ خاطراتش دفن میشود. هویتِ من در تو تکثیر شده در وجب به وجبِ مساحت حضورت کدام نقشه، کدام کوچه، کدام کلمه سراغِ مرا از خودم خواهد گرفت؟ بی تو مهاجریام که در میانهٔ اقیانوس، گذرنامه اش را باد برده. نبودنت برایم یک “انقراض” است؛ انگار که تمامِ اجدادِ من در من بمیرند، انگار که کتابِ تاریخِ زندگی ام، وسطِ...