شعر « میراث معراج» اثری از مسعود آزادبخت از شاعران انتشارات حوزه مشق
نام شعر: میراث معراج در مقامِ قربِ حق چون پرده شد از رخ کنار وحی آمد: حیدر است آن مونس و والاتبار غصه میخورد او برایِ امتی نااستوار از نفاق و کینهیِ قومی که باشد بیقرار یادش آمد از تبوک و از نفاقِ آن سپاه کینهیِ پنهانِ قومی، خالی از هر اعتبار جز درِ بیتِ علی، هر در به مسجد بسته شد باز شد در سینهها آن بغض و کینِ آشکار وحی آمد: آنچه گفتی بر خلایق بازگو ورنه باشد ناتمام این دین و نقشِ کردگار حق تو را از شرِ کینِ مردمان حافظ بود تا نماند در دلِ تو...