اثری از یاسمن بدری از شاعران انتشارات حوزه مشق
سحر با چشم خمّارت مرا بیداری می کردی و روحم را به لبخندی تو استعمار می کردی دو دستت پیچکی میشد به دور گردنم آنگاه و لبها را غریق بوسه ی بسیار می کردی نبرد تن به تن در بین ما بود و ندانستم ریا و نارو و ترفند از این افکار می کردی به زیر یوغ فرمانت هزاران فتنه می کردم تو اما با نگاه خود مرا هوشیار می کردی منم منصور حلاج و انالحق آنچنان گفتم به جرم فتنه انگیزی مرا بر دار می کردی #آتشکـــــــــده یاسمن بدری از قلم تا جاودانگی......