اثری از طیبه عباسی ( باران) از شاعران انتشارات حوزه مشق
طاقت پائیز شد طاق از صبوریهای من وای از آن روزی که تن خسته شود از خویشتن عشق در قاموس من در برگ ریزان میشکفت غنچه بی تاب از تحمل ، می گشاید پیرهن بغض من آبستن فریادهایی بی صداست میزنم مهر سکوت از بس پیاپی بر دهن ازدحام مبهمی از لشکر شک و یقین نقش بسته در سرم تا مرز دل برداشتن من به فتوای دلم رفتم به پابوس گناه عشق اگر اکراه دارد در تجلی یافتن مثل اسکندر چه بی پروا به آتش میکشی تخت جمشید دلم را چون غریبه در وطن طییه عباسی " باران" ...