قلم شما

اثری از فرحناز مولایی از شاعران انتشارات حوزه مشق

«مناجات با خالق ،،،فرحناز » بنام آرامش بخش قلبها برگ دفتر امروزم بنام تو مزین می‌شود باز تمنایم به تو می‌شود آغاز دلم به عشق تو قرص است ای پوشاننده راز ای معشوق ابدی من خوشم امروزچونکه تویی صحنه پرداز دستهایم را بگیر همانگونه که تو میخواهی شوم سرافراز ای آغاز و پایان هر نیاز با مهربانی خودت قلب‌ خسته‌ام رابنواز ای که عشق با نام تو ‌می‌شود آغاز بنام توای تنها معشوق دلنواز ای خالق بی همتا وبی نیاز خدای خوب و بنده نواز دلم را با عشق خودت بنواز ✍فرحنازمولائی       از قلم تا جاودانگی... با...
قلم شما

اثری از زهرا حبیبی از شاعران انتشارات حوزه مشق

اندیشه ام را کاشته ام زمستان عریان است زمین با اکراه می نگرد آنچه درون من است در تو موجود خواهد شد چشم بر هم می نهم رویاهایم ظاهر می شوند هر خیالی حقیقتی خواهد شد من در آستانه ی جوانه زدنم...   زهرا حبیبی         از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و باور به استعدادهای این مرز و بوم فعالیت می‌کند. ما به جای ساختن کتاب‌های سطحی، به خلق آثار ماندگار و حمایت از نویسندگان و شاعران عزیزمان افتخار می‌کنیم. هر نقدی که از روی خیرخواهی و سازندگی باشد،...
قلم شما

اثری از سوگند سرمدی از شاعران انتشارات حوزه مشق

انکارِ تپش‌هایم در اشک نگاهت بود رویای غزل‌هایی! کابوس من آهت بود با حادثه سر کردی که سنگدلی با من من شیشه‌ی احساسم هی سنگ نشو تا من! یک عمر "دعا" بودی، یک بار اجابت شو با قلبِ لگدمالم، پابندِ رفاقت شو دست من اگر باشد، یا هیچکسی یا تو! من هیچ نمی‌خواهم، جز همنفسی با تو در عشق ضرر کردم، از عشق حذر کردم تا چشم تو را دیدم، تجدید نظر کردم پیش از تو چه ترسی داشت، اظهارِ صمیمیت آن سوی خطر با تو، شد نقطه‌ی امنیت ! در ظلمتِ تنهایی، هم‌اشکِ شبِ من باش در عالمِ عابرها...
قلم شما

اثری از فاطمه قربانی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

عنوان: « اشتباه »🩷🤍🥹 خدا رحمت کنه آقا جونم رو .. هرموقع دلم می‌گرفت، می‌گفت بیا زیر کرسی بشین؛ میرفتم مینشستم زیر کرسی و پتو رو می‌کشید روی پاهام و می‌گفت: نذار وجودت یخ بزنه آقاجون!! باهام درد دل میکرد و می‌گفت: اگه بخوای از هر چیزی دلگیر شی که دیگه زندگی نمیکنی بچم، بگذر .. بعد مینشست از تمام شوربختی های زندگیش برام می‌بافت و می‌بافت و می‌رسید به خوشبختی که یه نگاه بهم میکرد و می‌گفت: خوشبختی یعنی تو، یعنی اینکه سالم زیر کرسی بشینی و مامانت یه چای دم کنه و بخوریم؛ به همین راحتی ... نمی‌دونم...
قلم شما

داستانی از آرتین عزیزی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

داستان مردن آقای مستوفی: آقای مستوفی داشت توی خیابان روستای ۸۹ توی طوفان رانندگی می کرد.البته تو یادت نیست چون تو اون روز توی لس آنجلس بودی ولی اینجا طوفان وحشتناک بود نمیدونست دقیقاً کجاست تا اینکه کنترل ماشین رو از دست داد ماشینش برعکس شد (چپ شد) چون طوفان و بارون وحشتناکی بود. در طول اون اتفاقات اون همین جوری بی تحرک مانده بود چون سر و بدنش گیر کرده بود‌.ولی خیلی نتونست بوق رو زیاد فشار بده چون بازوش شکسته بود.اون تا اونجایی که تونست بوق رو فشار داد.آخرش هم مرگش همینطوری بود. مرگش خیلی وحشتناک بود من...
قلم شما

اثری از سمانه امینیان از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

باران آرام می‌بارید. شهر در مه فرو رفته بود و نور چراغ‌های خیابان، روی آسفالت خیس می‌رقصیدند. لیلا کنار پنجره‌ای کوچک در سکوتی سنگین، نشسته بود. بخار نفس‌هایش روی شیشه می‌نشست و قطرات باران را تارتر می‌کرد. انگشتش را روی شیشه کشید و نامی نوشت که قلبش را به تپش وامی‌داشت: «سامان». چشمانش را بست و خاطرات به ذهنش هجوم آوردند. صدای خنده‌های سامان، نگاه عمیق و گاه غمگینش، و آن لحظه‌های کوتاه که قلب‌هایشان بی‌هیچ حرفی به هم گره می‌خورد. او اولین بار سامان را در یک کافه قدیمی دیده بود. مردی آرام و با نگاهی که انگار رازهایی...
قلم شما

اثری از طاهره ابراهیم نژاد آکردی از شاعران انتشارات حوزه مشق

💠 غزل مرثیه #شهادت_امام_کاظم علیه السلام 💠 ➖➖➖ نسیمی نیست اما موی تو اینجا پریشان است هوای عاشقی رسمش که ماندن نیست جریان است سیاهی های زندان را به خون زخم ها شستی نشان عاشقی در تو فراوان فراوان است جهان زندان مومن بود از روز ازل آری! به قربانت! مگر باب الحوائج بودن آسان است؟ شکوفه می دهی، گل می کنی،تسبیح می گویی تو در آتش گلستانی، تو هرجایی بهاران است تو در اشکی که می ریزی مرا هم در نظر داری خوشا بی خوابی چشمی که در کار مسلمان است بد و خوب جماعت را شفاعت می کنی آخر...
قلم شما

اثری از مهدیه خوشرو (بانو) از شاعران انتشارات حوزه مشق

«آینده‌ی تاریک» چشم‌هام به چراغ قرمزی می‌افته که چشمک روُنه‌ی انسان‌ها و خرابی رو به رخ آدم‌ها می‌کشه. شیشه‌ی ماشینی که بدبختیش از من بیشتر تو ذوق میزد به صدا در اومد، نگاهم رو سوق میدم به کسی که چشم‌های سرخش شبیه گلبول قرمز اجزای صورتم رو کاوش می‌کنه. دست زخمیش که خراشی مثل خارهای گل بود رو بالا میاره و فال‌ها رو به سمتم می‌گیره، سرش رو کج می‌کنه که روسری بی‌رنگ‌تر از این شهر روی سرش خودنمایی می‌کنه، شیشه‌ی گل‌آلود رو با صدایی مانند تموم آژیرهای خطر و با زور رستم به سمت پایین هدایت می‌کنم که صدای مظلوم...
قلم شما

اثری از رویا ابراهیمی از شاعران انتشارات حوزه مشق

(باورِ عشق) اگر معشوق تو باشی و عاشق من، شب میشود سر آغازِ راز و نیازهای عاشقانه می خواهم از تو بنویسم از شانه های مردانه ات که تکیه گاهیست برای پرچینهای شکسته.. تویی که آموختی در آخرین ایستگاه پاییزی اندوها را باید به برگها سپرد، تا صدای ساز عشق آرام آرام به گوش برسد تویی که لبخندت باورِ عشق است صدایت غزل غزل ترانه ایست در زمزمه ی شعر زندگی حالا! در سکوت شب تمامِ سختیها را به تو می سپارم تا در آرامشی مطلق انتظار طلوع خورشید فردا را بکشم. ✍️#رویا_⭐ابراهیمی         از قلم تا...
قلم شما

اثری از طوبی حاجقلی از شاعران انتشارات حوزه مشق

باران ببار و برویان باز آن خاطرات قدیمی را تا صبح سر به سرم بگذار یاد آرم آن نگاه صمیمی را باران صدات شعر خوش مستی باران! هوات، فصل بهاران است آن نغمه های روح نواز تو بر سینه های غم زده درمان است باران صدای ناز غزلناکت تا صبح کاش غزل خواند دست نوازش پر از الماست در کوچه های خاطره ام ماند #طوبی _حاجقلی_باران ۴۰۳ / ۸ / ۲۸ ✍ 🌧🌧🌧🌧🌧🌧🌧🌨🌨🌨             از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و باور به استعدادهای این مرز و بوم...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟