اثری از بانوی هنرمند نرگس درخشان _نشر حوزه مشق
درشب هجران تو هم صحبت غم ها منم... آنکه می میرد زغم تنها ترین تنها منم... آنکه قلب آرزوهایش ز بی مهری شکست... خرد شد احساس امیدش به زیر پا منم ... گر ببینی کودکی گم کرده راه خویش را ساربانی گم شده در گوشه ی صحرا منم آنکه تنها کشتی رویای او در گل نشست آن غریب غرق گشته در ته دریا منم نیست در ویرانه ی قلبم دگر جای غرور آنکه مانده این چنین بی یاور و تنها منم تو هزاران شعر می گویی پر از احساس سبز آن که می گوید برایت شعر بی معنا منم گاه...