مبینا ترکمن از هنرمندان انتشارات حوزه مشق
هر روز صبح چشمانم را که باز میکنم ، انتظار یک اتفاق خوشِ دور از تصور را میکشم . یک اتفاق غیر منتظره که تمام حال بدی ها را پاک کند ، دستی به سر و روی قلبم بکشد و خوشحالم کند . یک اتفاق با چاشنیِ رسیدن ... . رسیدن به هرچیزی که خوشحالم میکند و اندوه را از روی قلبم سبک میکند . یا مثلا ، یک اتفاق به نرمی و لطافت دستان کودکی 1 ساله ، در حالی که زندگی به چروکیدگیِ دستان فردی 80 ساله هست . اما ؛ در ادامه روز میفهمم که زندگی به...