اثری از بانوی هنرمند مهسا سیفی زاده_انتشارات حوزه مشق
🌧 بارانِ تنهایی🌧 رویای من یخ زد آن شب، که تو را از دور فقط تماشا کرد دستان تو را دیدم که راهیِ رفتن بود پرنده پژمرده چه وقتِ پریدن بود؟! فردای بعد از تو بی رنگ و دلگیر است ای وای بر این قلبم که طعمه تقدیر است فردای بعد از تو عاری ز احساسم شاید تو را حتی ببینم و نشناسم بارانِ تنهایی پیوسته می بارد پرنده ای در باد با غصه می خواند: آن راه که من رفتم آغاز پایان بود فردای بعد از تو پیوسته باران بود ✍مهسا_سیفی زاده ❤️❤️ روابط عمومی...