اثری از هنرمند فرهیخته هادی نجاری _انتشارات حوزه مشق
آرزوها کُنج چالِ گونه ی تو چال شد آه لبخند تو مصداق اذا زلزال شد با نگاهی لرزه بر جانم چنان انداختی سرزمین قلب من با چشم تو اشغال شد من اسیر ارتشِ موهای خرمایی شدم ای از این لشکر کشی در سینه استقبال شد آسمان غرقِ تو و دنیای من تشویش بود حول تو بودم که حالم حَوِلُ الاَحوال شد سینه ی بی جان ما را بد اسارت برده ای غرق خویشت کردی و یادِ تو مالامال شد خانه ات آباد من ویرانه ی عشقت شدم این چه رسمی بود و آخر این چطور اقبال شد هادی_نجـاری ...