اثری از فاطمه قربانی از نویسندگان انتشارات حوزه مشق
عنوان: « اشتباه »🩷🤍🥹 خدا رحمت کنه آقا جونم رو .. هرموقع دلم میگرفت، میگفت بیا زیر کرسی بشین؛ میرفتم مینشستم زیر کرسی و پتو رو میکشید روی پاهام و میگفت: نذار وجودت یخ بزنه آقاجون!! باهام درد دل میکرد و میگفت: اگه بخوای از هر چیزی دلگیر شی که دیگه زندگی نمیکنی بچم، بگذر .. بعد مینشست از تمام شوربختی های زندگیش برام میبافت و میبافت و میرسید به خوشبختی که یه نگاه بهم میکرد و میگفت: خوشبختی یعنی تو، یعنی اینکه سالم زیر کرسی بشینی و مامانت یه چای دم کنه و بخوریم؛ به همین راحتی ... نمیدونم...