اثری از سوگند سرمدی از شاعران انتشارات حوزه مشق
انکارِ تپشهایم در اشک نگاهت بود رویای غزلهایی! کابوس من آهت بود با حادثه سر کردی که سنگدلی با من من شیشهی احساسم هی سنگ نشو تا من! یک عمر "دعا" بودی، یک بار اجابت شو با قلبِ لگدمالم، پابندِ رفاقت شو دست من اگر باشد، یا هیچکسی یا تو! من هیچ نمیخواهم، جز همنفسی با تو در عشق ضرر کردم، از عشق حذر کردم تا چشم تو را دیدم، تجدید نظر کردم پیش از تو چه ترسی داشت، اظهارِ صمیمیت آن سوی خطر با تو، شد نقطهی امنیت ! در ظلمتِ تنهایی، هماشکِ شبِ من باش در عالمِ عابرها...