اثری از سارا جمالزاده از شاعران انتشارات حوزه مشق
زندانی... توی زندان چشمهای تواَم فکر پرواز در نگاهم نیست از تو لبریزم، از همه خالی من فقط عاشقم، گناهم چیست؟ چیزی از زندگی نمی خواهم جز دو تا صندلی،دو فنجان چای رو به رویم فقط تو باشی،تو توی آغوش تو بگیرم جای قهوه ی داغ چشمهای تو را دوست دارم همیشه سر بکشم روی دیوار خستگی هامان کاش میشد دوباره در بکشم حسرت حرفهای شیرینت تا ابد بر دلم تلنبار است خنده هایت ستمگری دلکش چشمهای تو مردم آزار است کاش میشد شبی بگیرم باز بوسه ای از ضریح لبهایت بشوم در تن تو زندانی بشوم ماه ِ توی...