شعری زیبا به قلم جناب اقای (پیمان ملک محمدی)
مطرب نواخت به ساز ، با نشاط و شادی
طالب بنشست به جویندگی در این بازی
از ذوق که گذشت خنده به لب بدبین شد
ناز آورد و چنین به چشم رسوا بد خود
شیدا و شیفته راه کیست …؟ راه به ازل
آورده و برده هر کلام و نطقی به عمل
نازشست آنکه بوسید خندید دوید
بگذشت به اغراق، چنانکه گناه را ندید