برای مریمِ مانارز؛ زنی که زیبایی در برابرش، معنای تازهای پیدا میکند
برای مریمِ مانارز؛ زنی که زیبایی در برابرش، معنای تازهای پیدا میکند مریمِ من... هر بار که میخواهم دربارهات بنویسم، واژهها مقابلم میایستند؛ انگار خودشان هم میدانند برای وصف تو کافی نیستند. چگونه میشود زنی را با چند جمله توصیف کرد که چشمهایش، آرامشِ یک غروب و آشوبِ هزار طوفان را همزمان در خود دارد؟ چگونه میشود از تو گفت، وقتی زیبایی برای رسیدن به چهرهات باید تمام تعریفهای پیشینش را فراموش کند؟ مریم، تو فقط زیبا نیستی؛ زیبایی واژه کوچکی برای توست. تو آن لحظهای هستی که یک نقاش، پس از سالها جستوجو، رؤیای ناتمامش را روی بوم پیدا...