پایتخت شعر ایران

index.png
قلم شما

آثاری از بانوی هنرمند «زهره تاجمیری»_نشر حوزه مشق

«ونگوگ»

مرا جست و جو کن
بر فراز آسمان خانه ای سفید
شش هفته مانده به مرگ…
در گل های آفتابگردان
در هفت
در زرد در زیتونی
مرا از پیچش شب های پر ستاره بپرس
از ماه
از مردم کلیسا
از بوته ی گندم
از جمجه ی سیگاری
از چراغ روشن و دهان های پر از سیب زمینی
از لاله ی گوش
از خون از چاقو
از زنی روسپی با هدیه ای گوشتی…
مرا زیر دستان ابدیت پیدا کن
در دروازه های خون آلود…
من آنجا هستم ،
میان گندمزار
کنار خانه ی زرد
که گاوی لمیده است
کلاغ ها آسمان را دریده اند
وباران های روغنی میبارد…
مرا لای گل های زنبق پیدا کن
قبل از رعد و برق
قبل از اینکه طبیعتی بی جان شوم….
شکوفه های بادام را نگاه کن..
در گلدان رز،
امپرسیونیسم را شکوفه میکنم…
باردارم از گل های زرد و قرمز خشاش،
و تاکستانی سرخ ام…
من نوشته های آخرین نامه از مرده ای به مرده ای دیگرم
و اشک های ناامیدانه ی یک برادر
و دکتری که مقلد بیمار است…
من هوا خوری زندانم
که دود شدم در پیپ
در قطار …
ریشه ی صنوبرم
و سنگیریزه های پوتین…
کارگرم و حاصل دست های کارگر‌…
قرمز های شقایق
مرا سیاه میبینند…
پیرمردی مستم
در هیبتی دو قطبی
و در مرکز سیاهی ها زرد میکشم….
کودکی مشتاق آغوش پدرم،
ارامشم قبل از طوفان
و گلی لای دندان مردی جوان
که زیر تخت اتاق ارل پنهان شده ام و
به وقت گرگ و میش خوابیده ام ….
یک خانه ی روستایی ام
و پاییز و درختانش…
گوش کن
صدای تار و آرشه را
میان مزرعه، من ویولنم…
مرد قایق رانم
صندلی های خالی ام
یک خرچنگ وارونه ام
زنی تنها با سبدی از بنفشه
سفیدم مثل گلبرگ های بابونه
مادری هنرمندم
و خود نگاره هایی در آیینه…
من لحظه ی افق مونته مارته ام و زنی سیاه پوش که در باغ پارسوناژنوینن قدم میزنم…
سوژه هامنم
رنگ ها منم
تمامی پرتره ها منم
هویتی هستم بعد از رفتن
ارزشی بعد از مردن…
من اسکیزوفرنی ام
در
منظره ی پنجره های بسته
و ذرت های خونین
و باروت در سینه
و گلوله ای لای دنده ها…

 

 

«دروغ»

ماه من
سفر به تو ،آپولو بود
که من هوا کردم

جاری شدنت در خواب تشنگی ها
فرورفتنت در اسفنجی های رویا
دروغ سیزده بود
که من گفتم

ای عطر نان تازه،از پس گذشتن از نانوایی
ای جیوه در آبِ خواب های نقره ای

ای لنگه در بیابان های غنیمتی…
ای اتاق کهربایی
اشعار سافو
گمشده ی ،به سرقت رفته
ای تخم مرغ رومانوف
شمشیر ماسامون
نه چاقو
چاقوی چوبی
چاقو بر جیفه ی وجودم
و چوب
چوب تابوتم
تابوتم از دیوار
از هر طرف دیوار

ای آتشفشان دو قطبی
فورانِ تو
گدازه ی عشق بود
در جاده ی سرابِ جماعتِ جملاتِ جفنگ
اما قشنگ

از کدامین قطب سر برآوردی
در پس کدام لولایِ کمد
لالایی عشق راسرودی
که اخگرِ کلامت
و اخترِ چشمانت
و شرارتِ دستانت
رجا ٕ جنوبِ این قلب مظروب
و آرامگاهِ این تن مجروح بود…

 

«زهره تاجمیری»

 

 

 

❤️❤️

روابط عمومی انتشارات بین المللی حوزه مشق

خانه

چاپ انواع کتاب: شعر،داستان،دلنوشته،رمان،زندگینامه،سفرنامه،نمايشنامه،فیلمنامه، تبدیل جزوات اساتید،مربیان، معلمان و دانشجویان به کتاب تبدیل پایان نامه کارشناسی ارشد به کتاب  تبدیل رساله دکتری به کتاب  مشاوره، نگارش و تدوین پایان نامه و رساله در رشته های علوم انسانی و اسلامی استخراج مقاله از پایان نامه و اکسپت مقاله  انجام طراحی جلد و صفحه آرایی در بالاترین کیفیت  ویراستاری حرفه ای کتاب

همین الان به کارشناسان حوزه مشق پیام بدهید.

۰۹۱۹۱۵۷۰۹۳۶

۰۹۳۹۳۳۵۳۰۰۹

 

 

تصویر نویسنده
فردین احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *