قلم شما

اثری از حنانه راوند از شاعران انتشارات حوزه مشق

چشم تو خانه خرابم می‌کند نامهربان خیره بر وی سرابم میکند نامهربان درد مهجوری شده قصه ی من غم دل مست شرابم می کند نامهربان غصه هر شب در زند بر قلب من ز خوبی بی جوابم می‌کند نامهربان رفتنی می رود و برو.... دگر نمان سادگی غرق عذابم می کند نامهربان دگر برو یا که نرو من نخواهم بخشید دنیا به وقتش بی حسابم می کند نامهربان .. ✍️حنانه راوند         از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و باور به استعدادهای این مرز و بوم فعالیت می‌کند. ما به...
قلم شما

اثری از معصومه حسامی از شاعران انتشارات حوزه مشق

افتاده است کنده ای خشک در کویری سوزان و می جود درونش را در تاریکی در آفتاب کرمَک ِنازک وُ بی جانی با تمام ِ توان پیچیده در سکوت شب آوای ِجویدن ِ رگ های ِ کنده ای پیر خروش ِ دلخراشِ خزیدن وَ خِرت خِرتِ شیار های چوبکی غریب فراموشت نمی کند نه هرگز فراموشت نمی کند می بخشدَت روزی درون سنگ ها حتی! از این کنده‌ی فرتوت عروج می کنی به پروانگی و اوج می گیری در آسمان ها با بال‌هایی به رنگ "نَفَختُ ... من روحی .." معصومه حسامی       از قلم تا جاودانگی... با...
قلم شما

اثری از ابوالفضل علی آبادی از شاعران انتشارات حوزه مشق

تلخ هستم، ناخوشم، این روزها بارانی ام لابه لای هاله ای از دردها زندانی ام کوه دردم، در درونم هست یک آتشفشان ظاهرم آرام اما از درون طوفانی ام قلب من آیینه است اما ترک برداشته ست سنگ این مردم همیشه خورده بر پیشانی ام از مرام نابرادرها ستم ها دیده ام در مَثل شاید شبیه یوسفی کنعانی ام کلبه ای هستم که آتش در وجودم رخنه کرد دوستانم چشم ها دارند بر ویرانی ام میزند لبخند برمن مرگ، پس اخر رسید ان که هرشب خاستم در گریه ی پنهاني ام ابوالفضل علی آبادی           از...
قلم شما

اثری از محمد شریف از شاعران انتشارات حوزه مشق

در وصفِ تو عیارِ سخن چیز دیگری‌ست شرحِ تو ای تمامیِ زن چیز دیگری‌ست هر جای این جهان بروی غرقِ غربتی برگرد سوی من که وطن چیز دیگری‌ست یک‌عمر بی‌تو حرف زدم با همه، ولی یک لحظه با تو حرف‌زدن چیز دیگری‌ست آن خلسه‌ای که در تنِ تو می‌رسد به اوج چون مستیِ شرابِ کهن چیز دیگری‌ست آن سُکر بی‌ملاحظه در چشم‌های تو تا می‌رسد بدن به بدن چیز دیگری‌ست ■ هرچند بی‌مضایقه گرمِ سخاوتی اما هنوز خواهشِ من چیز دیگری‌ست... #محمد_شریف         از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه مشق با عشق به کتاب و...
قلم شما

اثری از سید مصطفی احمدی از شاعران انتشارات حوزه مشق

پژواک سکوتم به تو انداخت نگاهی با این مژه ها ساخته ای کار سپاهی در جنگ وطن،تیر و مسلسل،همه چیز است در جنگ بدن ،یک خم ابروی سیاهی هر ورد و دعا را سر تو یک سره خواندم شاید که بروید وسط سنگ گیاهی هر بند وجودم به تو بند است،گمانم عاشق شدنم بوده به فرمان الهی سرمای زمستان دلم‌ گرم صدایت از چاله درامد ولی افتاد به چاهی ای کاش برایت غزلی ناب بگویم نامش بشود بچه پلنگی پِیِ ماهی سید مصطفی احمدی           از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه مشق با عشق...
قلم شما

اثری از معصومه قوامی از شاعران انتشارات حوزه مشق

سرم از لابه لای لاشه ها روی میز پرت می شود استخوان هایم کلمه می شوند و دهانم را قورت می دهند تکرار کلمات را از پس پنهانی تنی روی صورتم میکشم انتها را به تقویم قسم میدهم و سایه ها از بحران عجیب تاریخ دست به دست روی خاک می افتند خودم را به خورشید و دلم را روی طناب رو به ابرها تکان می دهم با خود میجنگم و عزادار سکوتی می شوم که لاشه ام را روی میز پرت کرده است . #ایلیا معصومه قوامی         از قلم تا جاودانگی... با شما! انتشارات حوزه...
قلم شما

اثری از ستایش زنگنه از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

آفتاب سوزان خوزستان، مثل آتشی بر جان می‌نشست، ولی دل‌های ما بچه‌ها از گرمای بازی و خنده، داغ‌تر بود. من، دختری جنوبی، ریشه در خاک اهواز داشتم. خانه‌مان ویلایی و با حیاطی بزرگ که برای ما دنیایی بود . جلوی در، با همبازی‌هایم دختران زیبا، خاله بازی می‌کردیم. عروسک‌ها مهمان خانه‌مان می‌شدند و ما با لهجه غلیظ جنوبی، برایشان چای خیالی می‌ریختیم و با گِل و خاک غذا می‌پختیم و قصه می‌گفتیم. با پسرهای همسایه، دل به دریای فوتبال می‌زدیم. آفتاب چنان می‌تابید که آسفالت سیاه زمین، زیر پاهایمان می‌سوخت. دمپایی‌های پلاستیکی‌مان، سپر محافظی نبودند. با هر زمین خوردن، زانوهایمان...
قلم شما

اثری از نفیسه کلهری از شاعران انتشارات حوزه مشق

سردی ثانیه و سال به اتمام رسید باخیال تو و عریانی این قافیه‌ها ذهن خسته به خیال خوش خود لب می‌زد تا به پایان برسد قصهء این حاشیه‌ها حمله‌ی واژه به ذهنم مثل استالین بود برزخی رو به جهنم که بدون امید نه ردیفی به خیال شب شعرم آمد نه به تاری شبم سکه‌‌ی ماهی بخشید دفتر از مشق سیاهم پر وخالی از شعر من به بازار غزل بار لغت می‌بردم کار تقدیر چه‌ها بر سر من آورده باختم هر چه که از دست فلک بر خوردم زخم بر شانه‌ی دریا زده طوفان با موج ساحل از دامن دریا همه...
قلم شما

اثری از محیا محمود از شاعران انتشارات حوزه مشق

((بالاتر)) آمدم پایین که بالاتر شوم در صف دلدادگان اختر شوم آمدم پایین برای بندگی درس‌های زندگی از بَر شوم قول دادم در مکان زندگی با پیام آشنا بهتر شوم فتبارک گفت و شد آدم نما کار او بوده است که من محشر شوم قصه رسوایی ام در عرش شد آمدم پایین تماشاگر شوم مالک دنیا برایم خلق کرد یک جهان را تا که من گوهر شوم سهم من روی زمین یک جسم بود آمدم روی زمین هاجر شوم آمدم روی زمین ارزش کنم نه برای ارزشی داور شوم صاحب هستی فراهم کرده بود تاکه من روی زمین مادر شوم...
قلم شما

اثری از سمیرا بندری از نویسندگان انتشارات حوزه مشق

تو بیا من قول می دهم نگویم حالا چرا؟ نوش دارویی و بعد مرگم هم بیا ! بیا ک بدانند آنچه مرده را زنده می کند معجزه عشق است . بیا ک‌ نزدیک ترینی ب قلبم و دورترینی از دستانم . آرامشی دارد خیال با تو بودن بیا و دل خوشم کن ! می گویند از دیده رفته ای از دل هم میروی!نمی دانند با دیده قلبم تو رو هر لحظه می بینم !بیا دل و دیده را با هم روشن کن ! ذکر هر لحظه ام شده او می آید ،بیا بیا بیا /سمیرا بندری از ایذه    ...
آیا کتابی در دست نوشتن یا آماده ی چاپ دارید ؟
موضوع کتاب شما چیست ؟
چرا چاپ کتاب در حال حاضر برای شما مهم است؟
کتاب شما حدودا چند صفحه است ؟
برای چاپ کتاب خود چه خدماتی نیاز دارید ؟
برای چاپ کتاب خود حاضرید چه میزان سرمایه گذاری ‌کنید؟
چه زمانی می خواهید چاپ کتاب را آغاز کنید ؟