اثری از حنانه راوند از شاعران انتشارات حوزه مشق
خندهام چون خندهی کودکِ شیرین که نیست مهرِ من ورزیدن از دلهای رنگین که نیست چشمِ من سرگشته در جمعِ شما حیران نشست این حضور از ادب است، از دل چرخیدن که نیست طاقتم لبریز شد، این خشم از جنس سکوت خشمِ من فریاد دارد، گرچه دریدن که نیست سکوت از ترس نیست، از بیحوصلگی است مهر من ذاتی است، اما ترس و لرزیدن که نیست جمعتان غوغاست، خالهزنک و بازی و حرف خلوتی خواهم، نه کینه، نه جنگیدن که نیست مادرم گفت: "زشت است، بیا در جمعشان" حرف آنها را شنیدن، دلنشین بودن که نیست میگویندم منزوی، تنها شدم،...