اثری از بانوی هنرمند آذر غلامی(پاییز )_نشر حوزه مشق
---- ساحلِ آرامش---- شبیه زورقی سرگشته و زار به دریای خیال تو شناور مانده ام .. ای سراپا همه احساس ساحل آرامش ات پناه امنی ست برای شانه های بی پناهم اینجا ایستاده ام خیره به لاجوردی آسمان نسیمی نمی وزد بر گونه های ترم چشمان دریا ماهرانه رد پای مرا پاک می کند اما من تو را چون مرواریدی در عمق جان صدف درون سینه دارم غرق در دریای خیال تو مدام حواسم پرت میشود به رنگ پیراهنت گرمای دستانت به گمانم دیوانگی به من می خندد که هر بار به رویای تو می اندیشم # آذر_غلامی...