اثری از فاطمه ابک از شاعران انتشارات حوزه مشق
خورشید خسته و آسمان غمگین ابر غصه دار و غرشی سهمگین... دریا در خروش و با موج در گیر سینه ها آماجِ تیرِ کمان گیر زمین پر درد و سرد است و زمان تنگ ستاره ها همه کم سو و بی رنگ عجب! با این زمستان نفس گیر که جانها را ستاند برق شمشیر به آتش ها کشیده خِرمن دشت شکافته سینه پُر آه و جان سخت ز باران گلوله ها به شبگیر بروید لاله ها از دست تقدیر یقین دارم سپیده در راه است وطن از جور و ظلمت ها رها است کنم فرش زیر پای مرغ آمین نشینم...