اثری از بانوی هنرمند لیلا ساتر_نشر حوزه مشق
سردر گم و آشفته و بی خواب و خیالم دیوار فرو ریخته ی رو به زوالم دنبال خود گم شده ام غرق سوالم مرغ حق افسرده ام و بی پرو بالم تونیستی ودر تن من زهر مذاب است با تو بدنم حفره ی صد خمره شراب است از روی خوشت جوش و خروش و جریانم تاب وتب و حرص و ولع کل جهانم بین ضربان و هیجان در نوسانم در باطن خود اینم و در ظاهرم آنم هم آنم و هم اینم و هم اینم وآنم فکر تو و حرف تو شده ورد زبانم از هر چه بخواهی و نخواهی...