اثری از بانوی هنرمند زهرا کر_انتشارات حوزه مشق
"هو الشافی" دوباره خوب خواهی شد.. میان سبزه ها خواهی رویید.. به خدایت و خدایم سوگند.. دوباره لبخند خواهی زد.. میدانم سوز گرمای تنت میلرزاند تورا، میدانم حسادت میکنی به چندتارموی قلمو، میدانم مدام برق لطیف اشک در چشمانت است.. و آرزوی تماشای سقف آبی را داری، با خیالی آسوده و نفس های مطمئن.. میدانم! اما باید بدانی روزی میرسد که رنگ همگان برخود میگیری، لبخند خواهی زد.. بوسه خواهی کاشت.. شادخواهی گشت، خوش روان خواهی بود.. کافیست بال و پر دهی به امید دلت، به نفس هایت.. به پرواز خواهند درآمد سلول های تنت به اندازه آزادی بادبادک ها...