اثری از محمد شریف از شاعران انتشارات حوزه مشق
کتیبههای تنش عطرِ عشقهای کُهن داشت ولی چه تازگیای در مشامِ تشنۀ من داشت نشسته بود و جهان ایستاده بود برایش زنی صریح که عریانیِ شُکوه به تن داشت به روی شانهاش آن رقصِ دلبرانۀ آتش به صد زبانِ زنانه...به صد زبانه سخن داشت به این شبی که منم وعدۀ سپیدهدمان داد شبِ سیاهِ نگاهش که قصدِ صبح شدن داشت پناه میبرد از خود به سرزمینِ تنِ او همان کسی که زمانی تعلقی به وطن داشت ▪️ چه داشت مرد به جز زن؟ زنی که خالقِ او بود خدا چه شعرِ بلندی به جز سرودنِ زن داشت...؟ #محمد_شریف ...