اثری از بانوی هنرمند سحر قهرمانی _نشر حوزه مشق
ای دست ها ای چشم های آزرده از من فرصت تماشا را چرا به دیوار سپرده اید؟ بادها گناهی ندارند پرده ها نیز و پنجره هایی که عادت کرده بودند به دیدنت, می روم دور می شوم از هرجا که عطر تو پیچیده است از هر جا که آئینه ها زیبائی تو را به رخم می کشند از هر جا که رفته ای, باز نکن به ماجرا پای پنجره را به جرم آشی که افتاده باشد از دهان سوخته یا نسوخته و ماجرای این عشق بچرخد، دهان به دهان پنجره و باد سحر قهرمانی ❤️❤️ روابط عمومی...