اثری از روشنا ورزشی از شاعران انتشارات حوزه مشق
«قبلهیِ بیخدا» اینجا، عرصهیِ تناقض است، بشریت، در خفقانِ سکوت. هر کورهراهِ منفعت، قبلهی جانت شد، ایمانت، بیریشه. من، لرزشی سرد روحم را میکاود، از هیبتِ «خدایان»تان! نکند خدا، در این خودخواهیِ محض، گم شده باشد. شما، که دیوارِ انکار برافراشتهاید، کدام درک از طوفانزدگان دارید؟ بغضهاشان، در هزارتویِ گلو میمیرد. هیچکس، بدهکارِ ترحمِ کاذبتان نیست. کاش! مهمانِ حریمِ دلهاشان شوید، ببینید، زخمهاشان، داغِ تبعیض، عمقِ تهیِ مطلق، تا کجای بیکران. شاید، تنها شاید، لحظهای آرامش را تاب آورند. ای آنکه راهت هموار است، بگو، قیمتِ یک لحظه آرامش، چند؟ “روشنا ورزشی” از قلم تا جاودانگی... با...