شعر « وعده ی روشن » اثری از مسعود آزادبخت از شاعران انتشارات حوزه مشق
نام شعر: وعده ی روشن چند صباحی است عدالت همه در تبعید است سهم این خاک فقط آمدن خورشید است شهرِ ما آینه خالی است حقیقت کم رنگ راه برگشت حقیقت،به دلم توحید است نام تو ساده ترین پاسخ این ابهام است زندگی بی تو همان سلسله ی تردید است جمعه ها می رسد از راه چنان بی تاثیر تقویم انگار گرفتار همین تقلید است ما نه پایان جهان خواسته ایم روز ظهور گفتنِ خواسته نوری به نظر پنجره ی امید است دل به یک وعده ی روشن گره افتاده هنوز آخر این راه اگر دیدن تو ،ما را عید...