اثری از هنرمند فرهیخته محسن مصلی نژاد _نشر حوزه مشق
خدای من آرزویم را دادی و گفتی همان که بودی خواهانش نپرسیدی ز من خوب یا دیر بود کاش فهمیده بودی دل من آن زمان جوان بود و خواهانش دگر پیرم نمیخواهمش دمت گرم اما همچو نوش دارو پس از مرگ سهراب بی تاثیر بود من سال ها قبل میخواستمش الان اما انقدر با تاخیر که واقعا بی تاثیر بود در جوابم فقط گفتی دست تقدیر بود بگیرش همان که بودی خواهانش یعنی نمیدانستی من و او فاتحه ی این عشق را خواندیم مدتی قبل رساندیمش به پایانش از وقتی که فهمیدیم نیست هیچگونه امکانش بگذارش بماند برای خودت نمیخواهم...