اثری از هنرمند فرهیخته وحیدرضا علیپور _نشر حوزه مشق
بابا تمام تار و پودش، درد میکرد مردی که تا عمق وجودش، درد میکرد تا آخرین لحظه نوازش را بلد بود من شانه هایم در نبودش، درد میکرد چین و چروک صورتش هم خنده رو بود بد زیر چشمان کبودش، درد میکرد شاعرترین شاعر برای شعر من بود شعر تر و کشف و شهودش، درد میکرد چیزی ز مردی در وجودش کم نیاورد پایش ولی وقت ورودش، درد میکرد وقت شروع تازه اش،،، نقطه سر خط دورش بگردم، دیر و زودش، درد میکرد آن آخرین شب جمله های ناتمامش آن خانه بوی دود عودش ،،، درد میکرد #وحید_رضا_علیپور #بی_نام ...