اثری از بانوی هنرمند ساناز حسینی _انتشارات حوزه مشق
خواب مخملی فقط ماه دور است ستاره ها کمی پایین تر خیال می کنم ناپدید میشوم مدفون؛ پشت بام هم صحبت آسمان نیلی من پتو وزیدن باد پر اظطراب، یخ درونم قفل و زنجیر است ولیک نه بندی هست نه وصلی هست عقربه ها در چشم هایم زیرک دورمردمک ها تکرار می شوند ثانیه ها پر طنش مبتلا در گونه هایم می سوزند سایه ی آسمان قفسیست کهنه در ظلمت شب جمله قشنگ می بندم می خواهم آرام گیرم خون سرکش شکنجه می کند وسوسه می شوم وسوسه، سجده ی انگشتانم هوس یک خیال خیال چون وطنی می ماند دور...